تهوع...

اینبار کویر بس ناجوانمردانه بارانیست...

کسی که همه کست بود...

وقتی اون نفری که دوستت داشت و دوسش داشتی حسش به تو شده باشه فقط "تهوع"

تو چه حسی باید داشته باشی؟

یه عمری حس آرامش

یه عمری حس امنیت

یه عمری حس خوشحالی

یه عمری حس خاطرجمعی

یه عمری احساس خوب

حالا حس "تهوع" ...

فقط همین؟؟

به خاطر جریانی که نه مسببش بوده باشی نه مقصرش

مگه من مقصرم؟

اصلا خواستی بدونی چی شده؟

"تهوع" میفهمین ینی چی؟

ینی منو داره بالا میاره. منی که تو دلش بودم

ینی بدترین حالتی که میشه یه نفر رو از دل در بیاری

...

من خودم نمیتونم درک کنم چه برسه به توی خواننده

دیگه حرفی ندارم...

/ 4 نظر / 15 بازدید
فریبا

درکت میکنم که چی میگی[ناراحت][گل]

زهرا

مثل همیشه عالی

فاطمه

تهوع یعنی اونی که دوستت داشت، اونی که عاشقت بود، اونی که یک روزی برات میمرد... حالا مثل آب خوردن بهت بگه ازت متنفرم... اونوقت میدونی وظیفه ی تو چیه؟ اینکه به دلت بگی به جهنم که شکستی به درک که خرد شدی فقط برو برو نذار غرورم بشکنه بهش بگی اینکه مقابلت ایستاده، اینکه یک عمر عاشقش بودی و میپرستیدیش وقتی تو رو شکست میخوای غرور منو نشکنه... وظیفت اینه که درک کنی دوستت نداره پس الکی التماس نکن........