به شونه های کی تکیه کنم؟

من تو حرفام "نفسم"، "عشقم"، "گلم"، جایی نداشت

دلم هیچ حسی بجز احساس تنهایی نداشت


راه دلتنگی من به هیچ خیابون نمیخورد

من قیافم به قدم زدن تو بارون نمیخورد


به غرورم برمیخورد واسه کسی گریه کنم

منه چارشونه به شونه های کی تکیه کنم


خاطره نداشتم از صدای موسیقی و عصر

کوچه ها رو نمیگشتم توی برف بدون چتر


تا یه روز تُو اومدی تو زندگیم، عوض شدم

به خودم تا اومدم، با تو همنفس شدم


زندگیم حالا دیگه فقط به تو بستگی داشت

مگه میشد "با تو سر کرد" و بازم خستگی داشت

+++++++++++

نمیدونم که چی شد یه دفعه منطقی شدی

گفتی که از اولم نباید عاشق میشدی


گفتی که آخر راهه ما از همدیگه سواست

گفتی دستای منو تُو خیلی وقته که جداست


فکر میکردم حرفاتو، خب، پس میگیری خیلی زود

تُو که دوست داری منو، منی که چشمای تو بود


به خیالم نرسید هیچ موقع تنهام بزاری

حتی تو خوابم نمیدیدم یه روز بخوای بری


میگفتی هیشکی ما رو نمیتونه جدا کنه

حالا میگی هر کسی میتونه اشتباه کنه


همه کاری کردمو تصمیم تو عوض نشد

اما توی قلب من تصویر تو عوض نشد



/ 0 نظر / 12 بازدید