بخوان کتابت را...

گاهى خودم را مثل یک کتاب ورق میزنم ...


مثل یک کتاب که فرصت ویرایش آن به پایان نرسیده...


آخر بعضی فکرهایم "نقطه" میگذارم که بدانم باید تمامشان کنم...


بین بعضی حرفهایم "کاما"، که بدانم باید با کمی سکوت ادایشان کنم...


بعد بعضی رفتارهایم علامت "تعجب"


و آخر برخی عادت هایم علامت "سوال" .


خودم را هرچند شب یکبار ورق میزنم تا فرصت ویرایش هست،


بعضی از عقایدم را حذف میکنم و بعضی را پر رنگ تر مینمایم.


زیرا یک روز این کتاب چاپ می شود و آن را به دست من می دهند


و فرصت ویرایش به پایان میرسد و به من می گویند :


اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا. (اسرا14)


بخوان کتابت را که امروز تو برای حسابرسی از خودت کافی هستی.

/ 4 نظر / 20 بازدید
پرستش

سلام ممنون که به من سر زدین متنتون فوق العاده بود خیلی لذت بردم واقعا کاش آدم مدام خودشو زیر ذره بین بذاره قبل اینکه دیر بشه! ممنون بابت این متن زیبا[گل]

راییکا

وبتون خیلی قشنگه................ممنون