تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٧ | ٩:٠٥ ‎ب.ظ | نويسنده : مرصاد

ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر
بعد صدها شب و روز،مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد...

یا زمینی که دلش از سردی شبهای خزان
نشکست و نگرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار،دشتی از یاس سپید،زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست...

ماه من غصه چرا
تو منو داری و من هر شب و روز
آرزویم همه خوشبختی توست
ماه من،دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کار آنهایی نیست که خدا را دارند

ماه من
غم و اندوه اگر هم روزی،مثل باران بارید
یا دل شیشه ایت، از لب پنجره ی عشق،زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا
چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست،خدا هست
خدا هست هنوز...


برچسب‌ها:

  • ریه | وبلاگ شخصی