دل

دل شکستن

چه کلمات ساده ای...

چه داستان کوتاهی...

انگار هندوانه ای از دستت روی زمین افتاد و شکست

به همین سادگی...

مهم نیست چه اتفاقی افتاده

مهم نیست چه بلایی سر درون آن آمده

چه کن فیکونی آنجا رخ داده

انگار مهم ظاهرش هست که شکسته

ممکنه ظاهر آن را یه جوری با یه روشی بالاخره درست نشان دهی

اما آنجا را چه می کنی؟

آنجا که کن فیکون شده

میفهمی؟

مثل پنبه از هم گسیخته

یعنی با هیچ چیز قابل پیوند نیست

میفهمی؟

آنجا را هم میتوانی درست کنی؟

نه

نمیشه

حالا ناخوداگاه

تازه احساس میکنم که چشام بارونیه

چقدر بیصدا می شکند، بی هیاهو

فقط صدای پایین آمدن اشک!!! چه صدای مبهمی

به آن هم کسی پی نمیبرد...

مگر دل درون چشم هاست؟

پس راحتم، راحت، آرام

چون هیچ کس شک نخواهد کرد

هیچ کس



تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳ | ٩:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مرصاد | نظرات ()
تاريخ : یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۳ | ٤:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مرصاد | نظرات ()

تو

ماه را

بیشتر از همه دوست داشتی

و حالا

ماه

هر شب تو را به یاد من می آورد

 

 

 

 

 

 

می خواهم فراموشت کنم اما

این ماه

با هیچ دستمالی از پنجره ها پاک نمی شود



تاريخ : شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳ | ۸:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مرصاد | نظرات ()

منو از ترانه پر کن توی این سکوت سنگین

توی چشمام یه نگاه کن تو با اون چشمای رنگین

منو از شب نهراسون نگو از مرگ ستاره

بنویس دوسم داری تا سر خط از نو دوباره

نگو عادتت همینه برام از پاییز بخونی

حتی یک بار واسه شوخی نگو با من نمیمونی

نگو با من نمیمونی

توی قلبم دستای عشق داره یک خونه می سازه

داره یاد می گیره هر روز به نگاه تو بنازه

بهترین فرصت همینه حس شبهارو شناختن

یاد بگیری کنج خونه تنهایی سوختن و ساختن

تنهایی سوختن و ساختن

امشبم بی تو گذشت و قصه ای اومد به دنیا

همه عمر من گذشته توی فکرت وقت رویا

همه عمر من گذشته توی فکرت وقت رویا

دانلود(علی قاهری)



تاريخ : چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳ | ٩:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مرصاد | نظرات ()
  • ریه | وبلاگ شخصی