دانلودتو که نیستی...

دارم حس می کنم هستم بهت بدجوری وابستم
که از دست تو آرامش سرایت کرده به دستم

کنارم وقتی که هستی زمان آهسته تر میشه
همین که میری از پیشم چشام آهسته تر میشه

تو که نیستی سکوته لحظه ها بی روح و دلگیره
تمام خستگیم وقتی تو هستی از تنم میره

خیالت توی این کابوس مثل آب رو آتیشه
کنارم وقتی می شینی گلایه هام تموم میشه

 

محاله تا تو بیداری یه آن پلکم رو هم باشه
کسی غیر از تو ممکن نیست که انقدر تو دلم جا شه

کنار تو نمی مونه واسه دلشوره هام جایی
تو هرکجای این دنیا برای من یه دنیایی

تو که نیستی سکوته لحظه ها بی روح و دلگیره
تمام خستگیم وقتی تو هستی از تنم میره

خیالت توی این کابوس مثل آب رو آتیشه
 کنارم وقتی می شینی گلایه هام تموم میشه
سایه
 
دانلود روی عنوان
 
 


تاريخ : جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳ | ٩:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مرصاد | نظرات ()

"قلب" مهمانخانه نیست که آدمهابیایند،دوسه ساعت یا دوسه روز درآن بمانندوبعد بروند،


قلب لانه گنجشک نیست که دربهارساخته شودودرپاییز باد آن راباخودش ببرد،

"قلب"راستش نمیدانم چیست امااین را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است،


"قلب" چاه دلخوری نیست که به وقت بدخلقی،سنگریزه ای بیندازی تاصدای افتادنش رابشنوی!

"قلب"آیینه ای ست که باهر شکستن،چندتکه میشودوپکپارچگی اش ازهم می پاشد...


"قلب"قاصدکی ست که اگرپرهایش رابچینی،دیگربه آسمان اوج نمیگیرد،

"قلب"برکه ای ست که آرامشش به یک نگاه بهم میخورد،

"قلب"اگربتواند کسی رادوست بدارد،خوبی هاوحتی زخم زبانهایش رانقش دیوارش میکند،


حال،اینکه قلب چیست،بماند!

فقط این رامیدانم؛



"قلب"وسعتی دارد به اندازه حضورخدا...

من حرمی مقدس تر از قلب، سراغ ندارم...



تاريخ : جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مرصاد | نظرات ()

ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر
بعد صدها شب و روز،مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد...

یا زمینی که دلش از سردی شبهای خزان
نشکست و نگرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار،دشتی از یاس سپید،زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست...

ماه من غصه چرا
تو منو داری و من هر شب و روز
آرزویم همه خوشبختی توست
ماه من،دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کار آنهایی نیست که خدا را دارند

ماه من
غم و اندوه اگر هم روزی،مثل باران بارید
یا دل شیشه ایت، از لب پنجره ی عشق،زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا
چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست،خدا هست
خدا هست هنوز...



تاريخ : یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ | ٩:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مرصاد | نظرات ()

الهی
دردهایی هست که نمی توان گفت
و گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست
الهی
اشک هایی هست که با هیچ دوستی نمی توان ریخت
و زخم هایی هست که هیچ مرحمی آنرا التیام نمی بخشد
و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند
الهی
پرسش هایی هست که جز تو کسی قادر به پاسخ دادنش نیست
درهایی هست که جز تو کسی آنرا نمی گشاید
قصد هایی هست که جز به توفیق تو میسر نمی شود
الهی
تلاش هایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد
تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست
و دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود
الهی
قدم های گمشده ای دارم که تنها هدایتگرش تویی
و به آزمون هایی دچارم که اگر دستم نگیری و مرا به آنها محک بزنی، شرمنده خواهم شد.
الهی
با این همه باکی نیست
زیرا من همچو تویی دارم
تویی که همانندی نداری
رحمتت را هیچ مرزی نیست
ای تو خالق دعا و مالک" آمین"...
صحیفه سجادیه



تاريخ : چهارشنبه ۳ دی ۱۳٩۳ | ٥:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مرصاد | نظرات ()
  • ریه | وبلاگ شخصی